أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
19
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ايشان گشت ذكر خداى تعالى از ياد ايشان ببرد تا خداى را ياد نكردند نه به زبان و نه بدل ؛ ايشان لشكر ديوانند و قوم ابليساند ؛ و لشكر شيطان خاسران و زيانكارانند نه دنيا دارند نه آخرت . [ سوره المجادلة ( 58 ) : آيات 20 تا 22 ] إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ ( 20 ) كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ( 21 ) لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 22 ) آنان كه ايشان با خداى و رسول او دشمنى كنند و عداوت آشكارا گردانند و ديگران را از خداى و رسول منع كنند ايشان در ميان ذليلترين و خوارترين مردمان باشند كه خداى ايشان را ذليل گردانيده باشد ، خداى نوشته است در لوح محفوظ و قضا كرده كه : من و رسولان من غالب باشيم كس ما را غلبه نتواند كرد خداى توانا و غالب است . سبب نزول آيهء « كتب اللّه لاغلبنّ » آن بود كه مسلمانان گفتند كه : اگر خيبر و پيرامن آن ما را گشاده شود و مكّه اميد داريم كه روم و فارس ما را گشاده گردد عبد اللّه أبىّ سلول گفت : مىپنداريد كه : روم و فارس چون اين ديههاست كه پيرامن شماست ؟ ! ايشان از آن قوىتر و منيعتر باشند كه شما بر ايشان غلبه كنيد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد ردّ بر او . آنگه گفت : [ لا تَجِدُ قَوْماً ] و سبب نزول اين آيت آن بود كه روزى پسر عبد اللّه أبىّ سلول نزديك رسول حاضر بود رسول آب باز خورد بقيّتى در كوزه باز ماند گفت : يا رسول اللّه دستور باش تا اين شربت ببرم تا پدرم باز خورد ؟ باشد كه دلش ببركت اين از شرك و شكّ پاك شود ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : روا باشد : آب بنزديك پدر برد ، پدرش گفت : اين چيست ؟ - گفت : نيم خوردهء رسول ؛ باز خور تا دلت از شكّ و نفاق پاك گردد عبد اللّه أبىّ سلول گفت : چرا بول مادرت نياوردى ؟ ! ، او بيامد و رسول را گفت :